فاطمه جان احمدى

185

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

وضع به همين‌گونه بود ، تا اينكه پيامبراسلام صلى الله عليه و آله آخرين دين آسمانى را به زمينيان ارزانى داشت . در اين دوره نيز همچنان قريب 360 بت كوچك و بزرگ فقط در كعبه جاى داشتند و تمام ديوارهاى آن با شمايل‌نگارى پيامبران پيشين و حضرت مريم عليها السلام منقوش بود . در اين شرايط ، قرآن بر پيامبراكرم صلى الله عليه و آله نازل شد و همه آنچه در خدمت شرك و بت‌پرستى بود ، نفى كرد . طرد تفكر بت‌پرستى بدون نفى بت‌سازى ، بىفايده به نظر مىرسيد ، « 1 » از اين رو ابتدا قرآن و سپس مفاهيم اساسى اسلام در برابر هنر شمايل‌نگارى و مجسمه‌سازى موضعى تند گرفت كه نه به معناى نفى هنر مجسمه‌سازى ، بلكه به معناى طرد و نفى اسباب بت‌پرستى بود . موضع پيامبراكرم صلى الله عليه و آله در شكستن بت‌هاى كعبه و عدم‌تعرض ايشان به تصاوير حضرت مريم عليها السلام و حضرت عيسى عليه السلام خود بيانگر آن است كه اسلام خطرى را از سوى تصويرگرى مقدس احساس نمىكرد . در اين ميان پرسش‌هاى اساسى از سوى انصار و مهاجرين مبنى بر نفى هنر مگر مجسمه‌سازى و تصويرگرى مطرح نشد . در واقع آنچه بيشتر مورد نهى قرار گرفت ، نقاش و پيكره‌تراش بود « 2 » كه با تمامى قوا در خدمت بت‌پرستى و شرك و همه مظاهر مربوط به آن بودند . البته در تفسير موقعيت تاريخى صدر اسلام و موضع آن نسبت به هنر به معناى عام نبايد موقعيت جغرافيايى و فرهنگى شبه جزيره را فراموش كرد ؛ چراكه تسلط آب و هواى خشك و بيابانى و نبود اركان اصيل تمدنى ، بر محدوديت فراوان مفاهيم هنرى افزوده بود . هنرهاى تزئينى ناشى از اميال زيباجويانه بشر نيز كمتر وجود داشت . اما ساليانى پس از رحلت پيامبراكرم صلى الله عليه و آله و گسترش فتوحات و آشنايى مسلمانان با مظاهر تمدنى ساير سرزمين‌هاى فتح‌شده ، نوع نگرش اعراب مسلمان به هنر تغيير يافت و بدين‌رو ملاك قرآن براى تمييز ميان هنر واقعى و اصيل و هنر فاسد و اغواگر كافى بود . بهت و تحسين فاتحان نخستين نسبت به شكوه معمارى ، تصويرگرى و صنايع ظريف به نيكى در منابع تاريخى آمده است . « 3 » بىترديد در عصر فتوحات و گسترش فرهنگ و تمدن اسلامى نخستين تجليات هنر اسلامى و تغيير نگرش هنرمند مسلمان ، در ساختن مساجد نمودار شد . مسجد به عنوان خانهء خدا همايش

--> ( 1 ) . احمد امين ، ظهر الاسلام ، ص 355 . ( 2 ) . در اينجا مىبايد مباحث فقهى را از مبانى نظرى تفكيك كرد ؛ زيرا مباحث فقهى با چارچوب خاص خودنيازمند بررسى عميق‌تر است . ( 3 ) . احمد امين ، ظهر الاسلام ، ص 354 و 355 .